موضوعات مختلف برای منبر و سخنرانی های کوتاه

موضوعات مختلف برای منبر و سخنرانی های کوتاه

اگر به سمت هدفی مشخص، حرکت کردی ولی بعد از مدتی آن را دست نیافتنی دیدی، هدفت را تغییر نده، گام هایت را تغییر بده.

سایت چمدان آبی در این پست بر آن شده است تا موضوعات مختلف و متفاوت را جمع آوری کرده و در اختیار مخاطبین گرامی قرار دهد. گاه پیش می آید از شما در نشستی دوستانه درخواست می شود که مطلبی را بیان کنید و یا سخنرانی کوتاهی داشته باشید شما هم می مانید که چه بگویید موضوعات و مطالب زیر شما را در این باب کمک می کنند تا کوتاه سخن گفته و توشه ای همراه داشته باشید. امید که مقبول افتد.

*یکی از آداب سخن گفتن آنست که همراه با سهولت و آسانی بوده و از پیچیدگی بدور باشد. چنانکه حضرت علی ع می فرمایند: بهترین سخن آن است که گوش را اذیت نکند.

* وقتی می خواهی صحبت کنی اما نمیدانی چه بگویی از قانون ۵ انگشت استفاده کن:
* بحث را اینطوری شروع کن
۱. نظرت را درباره ی یک موضوع بگو.
۲. بعد دلیلش را بگو.
۳. حالا یک مثال بزن.
۴. سپس نتیجه گیری کن.
۵. اگر دوست داشتی دعوت به اقدام کن یا نظر فرد مقابل را بپرس.

 

لیست موضوعات و مطالب مختلف و متفاوت

از خدا چه می خواهی؟

جز از خدا از کسی نترسید(شیخ بهایی)

حدیث قدسی(من طلبنی وجدنی و …)

در دنیا جویای چهار چیز نباش که آنها را نخواهی یافت(امام جعفر صادق ع)

شش چیز در شش جا پنهان و مخفی است(وحی خداوند به حضرت موسی ع)

عدالت دقیق خداوند(از مشاهدات حضرت موسی ع)

عزت و ذلت را خدا می دهد(امام جعفر صادق ع)

قویترین و سخت ترین و شدیدترین مخلوق خدا(حضرت علی ع)

مُفلس چه شخصی است؟ (حضرت محمد ص)

یاران امام مهدی (عج) به چهار گروه تقسیم می شوند آنها کدامند؟

اقسام انسانها

زندگی خوشحال از زبان یک آدم ۸۰ ساله

هرچه خدا خواست همان می شود

******************************************************************

از خدا چه می خواهی؟

اگر می خواهی در کارهایت موفق باشی با خدا باش. خدا را با اخلاص بخواه که خدا مخلصان را دوست دارد. متواضع باش که خدا متواضعان را دوست دارد. پرهیزگار باش که خدا پرهیزگاران را دوست دارد و در آغاز هر کلامت خدا را فراموش نکن، که نام خدا کلید و مفتاح گنجها و مخزن امیدها و آرزوهاست. امیدوارم که آمرِ چیزهایی که هستم، عامل آنها هم باشم. (دلنوشته: محمدحسین درچین شنبه 17 خرداد 1365  در روستای چویبیده – جنوب آبادان – گردان بلال دزفول)

 

جز از خدا از کسی نترسید(شیخ بهایی)

آدمي اگر پيامبر هم باشد، از زبان مردم آسوده نيست. زيرا؛

اگر بسيار كار كند، مي گويند احمق  است.

اگر كم كار كند، مي گويند تنبل است.

اگر بخشش كند، مي گويند افراط مي كند.

اگر جمع گرا باشد، مي گويند بخيل  است.

اگر ساكت و خاموش باشد، مي گويند لال است.

اگر زبان آوري كند، مي گويند  ورّاج  و پُر گوست.

اگر روزه برآورد و شب ها نماز بخواند، ميگويند رياكار  است.

لذا  نبايد بر حمد و ثناي مردم اعتنا كرد و جز خداوند نبايد از كسي ترسيد.(شيخ بهايي)

 

حدیث قدسی(من طلبنی وجدنی و …)

* این حدیث قدسي در کتاب مصباح الهدی صفحه 116 آمده است كه خدای سبحان ميفرمايد: من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعليّ ديته و من عليّ ديته فأنا ديته (آن كس كه مرا طلب كند، مرا مي يابد و آن كس كه مرا يافت، مرا مي شناسد و آن كس كه مرا شناخت، مرا دوست مي دارد و آن كس كه مرا دوست داشت، به من عشق مي ورزد و آن كس كه به من عشق ورزيد، من نيز به او عشق مي ورزم و آن كس كه من به او عشق ورزيدم، او را مي كشم و آن كس را كه من بكشم، خونبهاي او بر من واجب است و آن كس كه خونبهايش بر من واجب شد، پس خود من خونبهاي او مي باشم.)

مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا – سوره احزاب آیه 23  – ﺍﺯ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﻨﺪ [ ﻭ ﺁﻥ ﺛﺒﺎﺕ ﻗﺪم ﻭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺣﻖ ﺗﺎ ﻧﺜﺎﺭ ﺟﺎﻥ ﺑﻮﺩ ] ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻭﻓﺎ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ [ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺮﻑ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻧﺎﻳﻞ ﺷﺪﻧﺪ ] ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺍ ] ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﻰ  ﺑﺮﻧﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻠﻲ [ ﺩﺭ ﭘﻴﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ]ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

 

در دنیا جویای چهار چیز نباش که آنها را نخواهی یافت(امام جعفر صادق ع)

امام صادق(ع)فرمودند:« در دنیا جویای چهار چیز نباش که آن‌ها را نخواهی یافت، در حالی که به آن‌ها نیازمندی:
۱- عالمی که به علمش عمل کند، پس بی علم می‌مانی.
۲- عملی که بدون ریا باشد که در این صورت، بدون عمل می‌مانی.
۳ – غذایی که بدون شبهه باشد که بدون غذا می‌مانی.
۴ – دوستی که بی عیب باشد که بی دوست می‌مانی.»

 

شش چیز در شش جا پنهان و مخفی است(وحی خداوند به حضرت موسی ع)

گاه سؤالاتی در زندگی انسان مطرح است که این حدیث به پاسخ اهمّ آنها پرداخته است:

  1. چرا در دنیا مشکلات داریم؟                     2. چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟
  2. چرا به علم و عزّت نمی رسیم؟                4. چرا به ثروت و مال نمی رسیم؟

خداوند بلند مرتبه به موسی بن عمران ع چنین وحی کرد:

«ای موسی! شش چیز را در شش محل پنهان کرده ام؛ ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می گردند؛ ولی هرگز [آنها را در آنجا] نخواهند یافت:

إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا = به راستی راحتی (مطلق) را در بهشت قرار دادم؛ ولی مردم در دنیا دنبال آن می گردند؛

اِنّی وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَع = به راستی من دانش (و فراگیری آن) را در گرسنگی و تلاش قرار دادم؛ ولی مردم در سیر بودن دنبال آن می گردند؛

إنّی وَضَعْتُ الْعِزَّه فِی قِیَامِ اللَّیْلِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی اَبْوَابِ السَّلَاطِینَ = به راستی من ع‍زَت (و شرف) را در شب بیداری (و نماز شب) قرار دادم؛ ولی مردم عزت را در خانة شاهان می جویند؛

إِنّی وَضَعْتُ الرَّفْعَه وَالدَّرَجَه فِی التَّوَاضُعِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی التَّکَبُّرِ = به راستی من بلندمرتبگی و مقام را در فروتنی قرار دادم؛ ولی مردم در تکبّر و خودبرتر بینی، دنبال آن می گردند؛

إنّی وَضَعْتُ اِجَابَه الدُّعَاءِ فِی لُقْمَه الْحَلَالِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الْقِیلِ وَ الْقَالِ = به راستی، اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم؛ ولی مردم در قیل و قال (و داد و فریاد)، دنبال اجابت دعا می گردند؛

إنّی وَضَعْتُ الْغِنَی فِی الْقَنَاعَه وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی کَثْرَه الْمَعْرُوضِ وَلَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً = به راستی من بی نیازی را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در زیادی مال و ثروت جستجو می کنند، و هرگز آن را نخواهند یافت (و موفق به آنچه می خواهند نخواهند شد).

 

عدالت دقیق خداوند(از مشاهدات حضرت موسی ع)

روزی حضرت موسی(ع) از کنار کوهی عبور می‌کرد، چشمه‌ای در آنجا دید، از آب آن وضو گرفت، به بالای کوه رفت، و مشغول نماز شد. در این هنگام دید اسب‌سواری کنار چشمه آمد و از آب آن نوشید، و کیسه‌اش را که پر از دِرهم بود از روی فراموشی در آنجا گذاشت و رفت. پس از رفتن او، چوپانی کنار چشمه آمد(تا از آب چشمه بنوشد) چشمش به کیسه پول افتاد، آن را برداشت و رفت. سپس پیرمردی خسته، که بار هیزمی بر سر نهاده بود کنار چشمه آمد، بار هیزمش را بر زمین گذاشت و به استراحت پرداخت. در این هنگام، اسب‌سوار در جستجوی کیسه پول خود به کنار چشمه بازگشت و چون کیسه‌اش را نیافت به سراغ پیرمرد که خوابیده بود رفته و گفت: کیسه مرا تو برداشته‌ای، چون غیر از تو کسی اینجا نیست. پیرمرد گفت: من از کیسه تو خبر ندارم. گفتگو بین اسب‌سوار و پیرمرد شدید شد و منجر به درگیری گردید. اسب‌سوار، پیرمرد را کشت و از آنجا دور شد. موسی ع(که ظاهر حادثه را عجیب و برخلاف عدالت می‌دید) عرض کرد: «یا ربّ کیف العدل فی هذه الامور؛ پروردگارا ! عدالت در این امور چگونه است.» خداوند به موسی(ع) وحی کرد: آن پیرمرد هیزم‌شکن، پدر اسب‌سوار را کشته بود.(امروز توسط پسر مقتول قصاص شد) و پدر اسب‌سوار به همان‌اندازه پولی که در کیسه بود به پدر چوپان بدهکار بود، امروز چوپان به حقّ خود رسید. به این ترتیب قصاص و ادای دین انجام شد، «و انا حکمٌ عدلٌ؛ و من داور عادل هستم»

 

عزت و ذلت را خدا می دهد(امام جعفر صادق ع)

قال الصادق (علیه السلام) أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَقُولُ :

وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَى عَرْشِی لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ(مِنَ النَّاسِ) غَیْرِی بِالْیَأْسِ وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ مِنْ قُرْبِی وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِی أَ یُؤَمِّلُ غَیْرِی فِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِیَدِی وَ یَرْجُو غَیْرِی وَ یَقْرَعُ بِالْفِکْرِ بَابَ غَیْرِی وَ بِیَدِی مَفَاتِیحُ الْأَبْوَابِ وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ بَابِی مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَمَّلَنِی لِنَوَائِبِهِ فَقَطَعْتُهُ دُونَهَا وَ مَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِعَظِیمَةٍ فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّی …

سوگند بعزت و جلالم بمجد و ارتفاع و بلندى مقامم بر عرش، آرزوى آن کسى را که بغیر من امیدوار باشد ناامید خواهم کرد و لباس مذلّت و جامه خوارى را به او می پوشانم و او را از نزدیکى و قرب خود دور نموده و او را از وصال خود مهجور خواهم کرد. آیا در شدائد و مشکلات بغیر من امیدوار مى شود؟ با اینکه شدائد و حل مشکلات در دست من است و با دست فکر و انگشت اندیشه در خانه غیر مرا مى کُوبد؟ با اینکه کلید همه درها در دست من است و درها، همه بسته و درِ رحمت من براى دعاکننده باز است. چه کسى است که براى رفع مشکلاتش بمن امیدوار شده و من او را از خود بریده باشم؟ و چه کسى توقع رسیدن بخواسته هاى بزرگ خود را از من داشته و من ناامیدش کرده باشم؟…» (الکافی، ج ۲، ص۶۷ ،باب التفویض إلى الله و التوکل علیه)

 

قویترین و سخت ترین و شدیدترین مخلوق خدا(حضرت علی ع)

در کتاب الغارات صفحه 106 نقل است که: امام علی(ع) در جواب کسی که از قویترین و سخت ترین و شدیدترین مخلوق خدا پرسید فرمودند:

«إن أشد خلق الله عشره: الجبال الرواسی، والحدید تنحت به الجبال، والنار تأکل الحدید والماء یطفیء النار، والسحاب المسخر بین السماء والأرض یحمل الماء، والریح تقل السحاب، والإنسان یغلب الریح یتقیها بیدیه و یذهب لحاجته، والسکر یغلب الإنسان، والنوم یغلب السکر، والهم یغلب النوم فأشد خلق ربک الهم » شدیدترین مخلوقات خدا ده چیز هستند: کوههای مستحکم و ثابت که آهن بر آن چیره می شود و آتش که آهن را می خورد و آب که آتش را خاموش می کند و ابر که مسخر است بین آسمان و زمین و آب را حمل می کند و باد که ابرها را فشرده می کند و انسان که بر باد غالب می شود و مستی که بر انسان چیره می شود و خواب که مستی را مغلوب می کند و غم و اندوه که بر خواب غلبه پیدا می کند پس سخت ترین مخلوق خدا غم و اندوه است.

 

مُفلس چه شخصی است؟ (حضرت محمد ص)

حضرت محمد(ص)به اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید به چه کسی  مُفلس می گویند؟ یکی گفت: آدمی که زندگیش بر باد رفته باشد و دیگری گفت: کسی که سرمایه از؛ کف داده و … خلاصه هر کس اظهار نظری نمودند. آقا رسول الله(ص) فرمودند خیر، مُفلس آن کسی می باشد که با پرونده ای مملو از فیض و فضلیت و فریضه های واجب و مستحب مقبول وارد صحرای محشرگردد. سپس عده زیادی گرد او جمع شده، یکی بگوید غیبت مرا کرده، دیگری بگوید به من تهمت زده ای، دیگری شاکی باشد که حق مرا خورده ای … ما را مسخره کرده ای … و کذا و کذا … آن وقت دستور می رسد کلیه اعمال صالح وی بین طلبکاران ایشان تقسیم گردد در حالی که پرونده اش سیاه و تهی از اعمال صالح و ثواب شده ولی هنوز طلبکاران بسیاری دارد … خطاب می رسد که از گناهان و معاصی طلبکاران بردارید و به پرونده اعمال شخص مُفلس اضافه کنید.

 

یاران امام مهدی (عج) به چهار گروه تقسیم می شوند آنها کدامند؟

اوتاد = افرادى هستند که به اندازه یک چشم برهم زدن از خداى خویش غفلت نمى کنند و به دنبال مال دنیا نیستند مگر آن چه که نصیب و روزى آنها شود و خطاها و لغزش هایى که از افراد دیگر صادر مى شود از آنها سر نمى زند و (در خصوص غیر پیامبران) در آنها عصمت شرط نیست، آن عصمتى که از شرایط قطب است. این گروه بى واسطه با حضرت مهدى علیه السّلام در ارتباط هستند.

ابدال = ابدال یک درجه از اوتاد پایین تر و در مرحله بعدى هستند که ممکن است گاهى از آنها غفلتى صادر شود ولى بلافاصله با تذکر و تنبّه آن غفلت را از خود دور مى کنند و هرگز گناه عمدى از آنها سر نمى زند.

نجباء = در رتبۀ بعد از ابدال قرار دارند و با دو واسطه (اوتاد و ابدال) با حضرت علیه السّلام در ارتباط هستند.

صلحاء = افراد باتقوایى هستند که متصف به صفت عدالت هستند، اما ممکن است گاهى اوقات از آنها خطایى سرزند که بلافاصله استغفار کرده و پشیمان مى شوند همان طور که خداوند متعال مى فرماید: هرگاه گروهى از شیاطین در دل اهل تقوى وسوسه و خیالاتى وارد کنند بلافاصله آنها متذکر شده و همان دم خدا را به یاد آورده آگاه و بینا مى شوند.(سوره اعراف آیه 201) صلحاء با سه واسطه با حضرت مهدى علیه السّلام در ارتباط هستند.

* اگر یکى از اوتاد کم شود، یکى از ابدال جایگزین او مى شود و جاى آن ابدال را یکى از نجباء پُر مى کند و به جاى او یکى از صلحاء وارد دستۀ نجباء مى شود و هرگاه یکى از صلحا کم شود از بقیۀ مردم که صلاحیت و لیاقت داشته باشند جایگزین صلحاء مى شوند.(مصباح کفعمى،ص ۷۰۴؛بحار الانوار،ج ۵۳،ص ۳۰۱)

 

اقسام انسانها

حکیمی می گفت: دنیا یک خانه بزرگ است و آدمها هر کدام مانند یکی از وسایل خانه هستند:

بعضی کارد هستند: تیز، برنده و بیرحم.

بعضی کبریت هستند: و آتش به پا می کنند.

بعضی کتری هستند: و زود جوش میآورند.

بعضی تابلوی روی دیوار هستند: بود و نبودشان تاثیری در ماهیت خانه ندارد.

بعضی قاشق چایخوری هستند: و فقط کارشان بر هم زدن است.

بعضی رادیو هستند: و فقط باید بهشان گوش کرد.

بعضی تلویزیون هستند: و بدجور نمایش اجرا میکنند. اینها را فقط باید نگاه کرد.

بعضی قابلمه هستند: برایشان فرقی نمیکند محتوای درونشان چه باشد فقط پر باشند کافیست.

بعضی قندان هستند: شیرین و دلچسب. 

بعضی دیگر نمکدان: شوخ و با مزه.

بعضی یک بوفه شیک هستند: ظاهری لوکس و قیمتی دارند، اما در باطن تکه چوبی بیش نیستند.

بعضی سماور هستند: ظاهرشان آرام، ولی درونشان غوغایی برپاست.

بعضی یک توپ هستند: از خود اختیاری ندارند و به امر دیگران اینطرف و آنطرف میروند.

بعضی یک صندلی راحتی هستند: میشود روی آن لم داد، ولی هرگز نمیتوان به آنها تکیه کرد.

بعضی کلاه هستند: گاهی گذاشته و گاهی برداشته میشوند ولی در هر دو صورت فریبکارند.

بعضی چکش هستند: و کارشان کوبیدن و ضربه زدن و خرد کردن است.

و اما..‌‌‌.

بعضی ترازو هستند: عادل و منصف، حرف حق را میزنند، حتی اگر به ضررشان باشد.

عده ای تنگ بلورین آب هستند: پاک و زلال اینها نهایت اعتمادند.

برخی آینه اند: صاف صیقلی بدون کوچکترین خط و خش، اینها انتهای صداقت‌ند.

عده ای چتر هستند: یک سایبان مطمئن در هجوم رگبار مشکلات.

عده ای دیگر لباس گرم هستند: در سرمای حوادث، تن پوشی از جنس آرامش. 

عده ای مثل شمع: میسوزند و تمام میشوند، ولی به اطرافیان نور و گرما و آرامش میدهند.

این مهم است که: ببینیم ما در زندگی نقش کدام یک از این وسائل خانه را بازی می‌کنیم.

 

زندگی خوشحال از زبان یک آدم ۸۰ ساله

* کارهایی ساده برای داشتن یک زندگی خوشحال که یک فرد ۸۰ ساله به ما می‌آموزد، هدیه‌ایست از یک عمر تجربه که به آسانی در اختیارمان قرار می‌گیرد:
۱- محکم دست بدهید.
۲- مردم را در چشم‌هایشان پیدا کنید. چشم‌های آن‌ها دروغ نمی‌گویند.
۳- داشتن یک زندگی خوشحال ساده است، زیر دوش حمام آواز بخوانید.
۴- موسیقی را با کیفیت عالی گوش کنید.
۵- در مبارزه‌ها، اولین ضربه را شما بزنید و محکم بزنید.
۶- راز خود را به هیچکس نگویید.
۷- هیچ وقت تسلیم نشوید، معجزه‌ها همیشه رخ می‌دهند.
۸- همیشه پذیرای دستی که به سوی شما دراز شده، باشید.
۹- شجاع باشید حتی اگر می‌ترسید هم وانمود کنید شجاع هستید.
۱۰- داشتن یک زندگی خوشحال یعنی سوت بزنید. خیلی ساده است.
۱۱- هرگز با کسی به طعنه و کنایه حرف نزنید.
۱۲- شریک زندگیتان را با دقت انتخاب کنید. همین یک تصمیم، ضامن 90 درصد خوشبختی یا بدبختی شما خواهد بود.
۱۳- عادت کنید به عنوان یک فرد ناشناس، به دیگران کمک کنید.
۱۴- فقط کتابهایی را قرض بدهید که مطمئنید دوباره نمی‌خوانید.
۱۵- امیدِ کسی را از او نگیرید، شاید این تنها چیزی است که دارد.
۱۶- اگر با کودکان، بازی می‌کنید اجازه دهید آن‌ها برنده شوند.
۱۷- به آدم‌ها یک شانس دوم بدهید اما نه سوم.
۱۸- سعی کنید رمانتیک باشید.
۱۹- یک زندگی حوشحال یعنی خودتان مثبت اندیش ترین فردی باشید که در زندگیتان می‌شناسید.
۲۰- رها و ریلکس باشید.
۲۱- تلفن وسیله ایست که برای راحتی شما اختراع شده، نه برای سلب آسایش شما.
۲۲- بازنده‌ی خوبی باشید.
۲۳- برنده‌ی خوبی باشید.
۲۴- قبل از اینکه رازی را به دوستی بگویید، ۲ بار فکر کنید.
۲۵- اگر کسی شما را در آغوش گرفت، اجازه دهید خودش از آغوش شما بیرون آید.
۲۶- فروتن باشید. قبل از اینکه به دنیا بیایید زندگی جریان داشت و بعد از شما هم جریان دارد.
۲۷- زندگی خوشحال یعنی ساده زندگی کنید.
۲۸- مراقب کسانی‌که  چیزی برای از دست دادن ندارند باشید.
۲۹- پل‌های پشت سرتان را خراب نکنید شاید نیاز باشد چندین بار از آن رودخانه عبور کنید.
۳۰- به تمامی‌، زندگی کنید طوریکه واژه‌ی پشیمانی روی سنگ قبرتان جایی نداشته باشد.
۳۱- شجاع باشید و ریسک کنید.
۳۲- اگر کسی را دوست دارید، فرصت گفتن این جمله را از دست ندهید.
۳۳- هیچکس به تنهایی نمی‌تواند کاری را تمام کند. قلب بزرگی داشته باشید و از کسانی که به شما کمک کرده‌اند قدردانی کنید.
۳۴- خودتان چشم انداز زندگیتان را انتخاب کنید، اجازه ندهید دیگران به جایتان تصمیم بگیرند.
۳۵- اگر دوست یا آشنایی در بیمارستان بستری است، او را ملاقات کنید حتی در حد چند دقیقه.
۳۶- هر روزتان را با یکی از موسیقی‌های مورد علاقه تان آغاز کنید.
۳۷- هر از چندگاهی از مسیرهای خوش منظره عبور کنید.
۳۸- برای کسی که در نظرش مهم هستید چندین کارت پستال با امضاء خودتان بفرستید.
۳۹- تماس‌های تلفنی را با انرژی مثبت پاسخ دهید.
۴۰- یک دفترچه یادداشت و قلم کنار تخت بگذارید چرا که گاهی یک ایده‌ی چند میلیون دلاری، ساعت ۳ نیمه شب به سراغتان می‌آید.
۴۱- برای هر شخصی که کار و زحمت می‌کشد ارزش قائل باشید، فارغ از اینکه شغلش چیست.
۴۲- برای کسی که دوستش دارید گل بفرستید بعدا به دلیلش فکر کنید.
۴۳- گاهی برای ماشین عقبی خود عوارض جاده را پرداخت کنید. روزش را خواهید ساخت.
۴۴- برای یک نفر قهرمان باشید.
۴۵-  فقط با عشق ازدواج کنید.
۴۶- برای داشتن یک زندگی خوشحال، نعمتهایی که دارید  را بشمارید.
۴۷- اگر جایی میهمان هستید از غذایی که برای شما درست کرده‌اند تعریف و تمجید کنید.
۴۸- برای بچه‌ مدرسه‌‌ای ها که در سرویس مدرسه هستند، دست تکان بدهید.
۴۹- یادتان نرود که هشتاد درصد از موفقیت شغلی شما بستگی به توانایی خودتان در برقرای ارتباط با دیگران دارد.
۵۰- انتظار نداشته باشید زندگی عادلانه باشد تا یک زندگی خوشحال داشته باشید. زندگی عادلانه نیست.

 

هرچه خدا خواست همان می شود

اميرالمؤمنين(ع)فرمود: خداوند متعال به حضرت داود(ع)وحى فرمود: اى داود! تو مى خواهى، من هم مى خواهم، ولى جز آنچه من مى خواهم نمى شود. پس اگر تسليم آنچه من مى خواهم بشوى، آنچه را هم تو مى خواهى عطايت مى كنم. امّا اگر تسليم آنچه من مى خواهم نشوى، در آنچه خودت مى خواهى تو را به رنج مى افكنم و جز آنچه هم كه من بخواهم نخواهد شد. (منبع: توحید شیخ صدوق؛ ص ۳۳۷)

 

منبع: وب سایت چمدان آبی(محمدحسین دُرچین)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *